موندينو بارها، در بولونيا انجام گرفته بود، ولي تا سال 1405 قانوني شناخته نمي‌شد. كالبدشكافي سال 1377 در مونپليه و سال 1391 در لريدا صورت گرفت‌. نخستين كالبدشكافي‌ در وين پيش از سال 1405 توسط گالئاتسو دا سانتاسوفيا بود؛ در پاريس در سال 1407 توسط ژان لو ليِوْر. در بهترين احوال‌، مثلاً در بولونيا، دانشجويان پزشكي ممكن بود سالي يك‌بار شاهد كالبدشكافي باشند؛ البته به‌خود آنان اجازه‌ٴ تشريح داده نمي‌شد، بلكه تنها كار كالبدشكاف را تماشا مي‌كردند. جسد مجرمين را ممكن بود براي اين منظور در اختيار دانشگاه‌ها قرار دهند، ولي به‌ندرت و گاه تنها سالي يك‌بار؛ و بنابراين تماشاچي چندان زياد بود كه عده‌ٴ كمي واقعاً مي‌توانستند از اين تماشا سودي ببرند. از آن‌جا كه زنان كمتر از مردان به مرگ محكوم مي‌شدند، احتمال كالبدشكافي جسد زنان بسيار كم بود و ممكن بود يك دانشجوي پزشكي بدون ديدن‌ كالبدشكافي يك زن دكتر شود.
فرصت‌هاي ديگري براي به‌دست آوردن اطلاعات كالبدشناسي در موارد بروز حوادث‌ و كالبدگشايي در اختيار جراحان و دستيارانشان بود. در يكي از نسخه‌هاي خطي كتاب‌ جراحي گي‌دو كولياك (ش 23)، يك معاينه‌ٴ جسد نقاشي شده است و تصوير ديگري در ترجمه‌ٴ فرانسه‌ٴ رساله‌ٴ بارتولوميوي انگليسي (سيزدهم ـ 1) ديده مي‌شود كه در سال 1482 در شهر ليون چاپ شده و اين نخستين تصوير چاپي يك كالبدشكافي است‌. مهم‌ترين‌ كالبدگشايي اين عصر، توسط پيترو دارجِلاتا از شاگردان گي دو كولياك انجام گرفت‌. پاپ‌ آلكساندر پنجم (پطروس كرتي‌) به‌طور ناگهاني درگذشت (سال 1410، در بولونيا)، و گمان‌ مي‌رفت كه به فرمان بالداساره كوسا او را زهر داده باشند. از پيترو دارجلانا خواسته شد تا جسد را معاينه كند. پيترو در كتاب جراحي خود اين كالبدگشايي را توصيف مي‌كند (چاپ‌ ونيز 1480).
جراحان با وجود فرصت‌هاي متعددي كه داشتند بر كميت معلومات كالبدشناسي چيزي‌ نيفزودند. مثلاً مقدمه‌ٴ كالبدشناسي كتاب جراحي هانري دو موندويل يا گي دو كولياك خيلي‌ نوميدكننده است‌. ولي بايد به‌خاطر داشت كه حوزه‌ٴ دخالت جراح بسيار محدود و مصنوعي‌ بود. جراحي به معالجه‌ٴ شكستگي‌ها و دررفتگي‌ها، قطع عضو، درآوردن سنگ و كشيدن دندان‌ محدود مي‌شد. اغلب كارهايش اموري بود كه اينك به‌عهده‌ٴ پزشكان ديگر است‌، از قبيل معالجه‌ٴ زخم‌ها، دمل‌ها و بيماري‌هاي پوستي‌. ممكن بود كسي عمر خود را به معالجه‌ٴ اين‌گونه‌ ناراحتي‌ها بگذراند، بي‌آن‌كه نيازي به اطلاعات كالبدشناسي داشته باشد، يا چيزي بر معلومات‌ او در اين زمينه بيفزايد.
وضع در جهان اسلام از آن هم بدتر بود، چون جراحي هم‌چنان در زير ابر پنهان ماند و مورد اعتنا قرار نگرفت‌. اين خود معمايي است كه يكي از نافذترين كتاب‌هاي جراحي سده‌هاي ميانه